موهبت و‌نعمت شاخابه پارس (۲)

گزارش خلیج فارس در عهد مادها و هخامنشیان 

این نوشتار ، در حقیقت گزارش شاخابه پارس و روزگارش  در عهد مادها و هخامنشیان و تعمق بر زایش  وجه هویتی و تمدنی آن برای تمدن و هویت ایرانی است .
کد خبر: ۱۵۵۱۲۴۴
نویسنده احمد میراحسان 
کتاب  شاخابه پارس .... ، اثری مهم در باره  زندگی  دریای پارس است .  اما پیش از مطالعه گزارش آن در باره ارتباط پارس ها و خلیج فارس   ، به نکاتی در باره مادها اشاره کنم :
مادها ، آریایی هایی بودند که خود را به سیلک‌ کاشان رساندند . و سپس،  به سوی جنوب کوچیدند . مادی ها در جایی سکنی گزیدند که در معرض حملات آشور  پادشاهی و کشوری متجاوز ، جنگ طلب ، غارتگر ، و خونریز بود . مقاومت صدساله آنان علیه متجاوزان در تاریخ ثبت شده است . مادها در سرزمینی که سکنی گزیدند که اورارتورها در شمال شان بودند . آنان بر اورارتوها پیروز گشتند . با بابل علیه امپراتوری کفر پیشه آشور متحد شدند . نکته مهم آن است که قوم یهود با دست شستن از دین کلیم الله و کفر پیشگی و اتحاد با مصر فرعون نخو و آشور کافر ، دولت کوچک یهود را وارد همدستی با امپراتوری آشور کرد . اتحاد  ماد و بابل  به شکست  امپراتوری متجاوز آشور و ضربه به دولت  یهود ختم شد و بابل سران شان را به پایتخت اورد و مسئولانی تحت سلطه خود بر آنان گماشت . اشراف بهود در بابل  موضوع بازگشت به سرزمین موعود  را بر سر زبان یهودیان انداختند و نام  مستعار صهیون ( برگرفته از کوه صهیون در اورشلیم) به اورشلیم دادند و ایده رجعت این پادشاه و اشراف ساقط را به رویای مذهبی مردم بدل کردند . در حالی که خود اساسا دست از دین شسته و کافر شده بودند. 
می توان گفت شکل گیری ایران  با جنگ صدساله علیه امپراتوری خونریز و تجاوزکاری چون آشور و شکست و نابودی آن  پیوند خورده  است . طرح ماد  در اتحاد با بابل علیه امپراتوری کفر پیشه آشور، بسیار آگاهانه بود . این یک اتحاد تمدنی علیه تمدنی بود که سرشتش  با غارتگری و تجاوزکاری  عجین بود .
با بنا شدن فرمانروایی مادی  در باختر ، یک قدرت نوپا و تاثیر گذار بر دریای پارس ظهور کرد  و ادامه دولت ماد ، در قالب دولت پارس  بر دریای پارس حاکم‌شد  .  و خواهیم گفت چگونه .
اولین فرمانروای ماد دیاکو بود . او یک داور معتمد و صالح و عادل و امین بین مردم بود و  با انتخاب مردم به حکومت برگزیده شد واین بسیار نکته مهمی  است ساختار حاکم‌عادل و اهل آبادانی که در فرهنگ مذهبی ایرانی اصل شد و از نخستین پادشاه نقش پادشاه آسمانی برابر پادشاه اهریمنی  را در ذهنیت ایرانیان پابرجا نمود  . چهار وظیفه اصلی اولین دولت ایرانی که  از همان آغاز حیاتش  بر دریای پارس سایه انداخته و حیاتش با حیات شاخابه پارس پیوند خورد  پیمان او با مردم، برای  اجرای عدالت و نظم و آبادانی و امنیت بود . این امر به یک هدف دینی در دولت ایرانی بدل شد و سوگند و تعهدات کوروش و داریوش و دیگران بر حول این محور با خدای یکتا ، اهورامزدا ،بیان شد . این جدال بین فرمانروایی عادل و آسمانی با فرمانروایی ظالم اهریمنی ، جنگ‌  بین حاکم دارای فره ایزدی و حاکم دارای  قدرت اهریمنی ،  به یک امر هویتی بدل شد . بدین سان  سرپرستی آسمانی در ایران و برای ایرانیان   یک وجه هم هویتی و هم  تمدنی پیداکرد .
فرمانروایی ماد از  ۷۲۱ پیش از میلاد تا  ۵۵۰ پیش از میلاد  طول کشید . آخرین پادشاه مادها بوسیله  نوه دختری خود کوروش  شکست خورد و سرزمین ماد به استانی از دولت پارس بدل شد و  ایشتوویگو   یا استیاگ ، (اژی دهاگ) آخرین پادشاه ماد بود .
در میان چهار پادشاه ماد ، دیکو و  فرورتیش هوخشتره و آستیاگ ، دیاکو و هوخشتر نقش بزرگی در بنا نهادن ارزش های تمدنی و هویتی داشتند. در دوران ماد  شهر نشینی و آغاز مدتیت نوی ایرانی  توسعه یافت . لوح های گلی به کاغذ پوستی تبدیل شد . معماری ارزشمندی پی ریزی گشت که  در بنای تخت جمشید پارس ها به کمال رسید .  قوانین اخلاقی  گسترش یافت ، مذهب مزدایی  پایه قرار گرفت  هنر مجسمه سازی شکوهمندی پدیدارشد . تولید کشاورزی و صنعتی و ابزارهای فلزی  ، کار رادبا مس ، آهن   سرب ، سیم و زر  ، سنگ مرمر ، سنگهای گرانبها ، رونق گرفت .
در کتاب شاخابه ی پارس و روزگارش آمده :
"با برپایی فرمانروایی  مادی ها  تلاش فراوانی  برای گسترش  گستره ی زیر فرمان شان  آغاز شد .و در زمان پادشاهی هوخشتر  نیمه ی باختری ایران در باختر کویر نمک و لوت و‌جنوب ایران‌ امروز زیر فرمان مادی در آمد و از کرانه های شمالی دریای مکران ،و شاخابه پارس  فرمان پذیر دربار برپا در هگمتانه شدند . با پدید آیی استانی بنام  درنگیانا  در جنوب خاوری ایران جزیره های شاخابه پارس به آن استان پیوستند ."
 
این تحت فرمان هگمتانه آمدن سرزمینهای ساحلی کرانه شمالی خلیج فارس ،  آغازگاه یک هستی تمدنی  و پیوند جداناپذیر و ممتد ایران و خلیج فارس در سپیده دم زایش  یک هویت نو در سرزمین ایران شد.
هستی پل وار  ایران در همان آغاز  با زندگی دریایی و پلگونه خلیج فارس و نقش دریا در ارتباط و مبادله کالا و فرهنگ در آمیخت . عناصر مردمی و حکمرانی این پیوند بر مبنای مذهب یکتا پرستانه  ، استقلال طلبی ، دادگری خواهی  ، آبادگری ،مقاومت برابر تجاوز ،  اخلاق ، خرد ، شکیب ، هنر امنیت آفرینی  و شکست دشمن قهار ( آشور با صبر ۱۰۰ ساله ) در چهار راه حوادث و هجوم ، جزیی از سرشت این ملت شد .
☆☆☆☆☆
 جهان ماد ، با شکست  آستیاگ که پادشاهی به انحطاط غلتیده و ضد عدالت و بیرحم و ویرانگر بود در فرمانروایی هخامنشی ، حیاتی نو یافت ، وجوه مثبت تمدن مادی در تمدن هخامنشی تقویت شد . اساسا پذیرش فرمانروایی جدید به سبب ظلمانی شدن حکومت مادی بر اساس ویژگی های هویتی و تمدنی پارس ها بود  . آنان  ارزش های هویتی  دادگری دیاکو و ارزش های تمدتی هوخشتر را ادامه و ارتقا دادند .
حکمرانی پارس بر خلیج فارس که دیگر نام‌دریای پارس به خود گرفت بسیار از مادها پیش افتاد ، در این گسترش حکمرانی و توانیابی دریایی چند عامل مهم وجود داشت . انگیزه پارس های رو به جنوب نهاده و ایستادگی آنان ، نبوغ فرمانروایی و میل به دریاگردی   صغف بابل ، تنها ماندن ایلامی هادر شاخابه پارس ،  منضم شدن سر به فرمان  پارس های  سکونت گزیده در کرانه های شمالی و دربار هگمتانه  نهاده ، در شروع تحول تمدنی نو نقش داشت.  جای خالی امپراتوری های رو به افول و ماهوا ناتوان شده و فروپاشیده آشور و بابل ، پس از دوره کوتاه رهاشدگی ، بوسیله امپراتوری ایرانی پر شد . قدرت یافتن نیروی دریایی امپراتوری ایران  اضافه بر توان رفتگی دو امپراتوری مذکور ،  به دو عامل جدید بستگی یافت .  نخست کرانه نشین های ساحل شمالی شاخابه ، و دریا گردان و بازرگانان  به سبب ضعف قدرت حاکم ،  به آزادی کارشان را بین کرانه شمالی و جنوبی خلیج گسترش دادند و از سوی دیگر  دریانوردان ساکن خلیج فارس مجال یافتند از تنگه بین دریای پارس و دریای مکران ، تنگه ای که بعد بنام تنگه هرمز خوانده شد عبور کنند .وبه دلتای سند گذر نمایند . 
پرتو تاکید می کند :" استوکس از گل نبشته هایی یاد می کند که در کرانه های دریای مکران و ریختن گاه  رود سندبه این دریا  به دست آمده  و در آن امار داد و ستد  میان سند نسینان ،  و بازرگانان  باشنده ی شاخابه ی پارس  دیده می شود . بتول رباحی دهنوی برگرفته از نوشته ی امیر ابراهیمی به نام‌ خلیج فارس در کتاب سیراف به روایت  نقشه های  تاریخی  ، نوشته است :
ایلامی ها از هزاره ی سوم‌ پیش از میلاد میبح  صد ها سال از دریای پارس به عنوان راه ارتباطی و از بندر بوشهر و جزیره ی خارک  برای حکمرانی  بر کرانه ها و جزایر و بنادر  دریای پارس و همچنبن بازرگانی  با هند باختری و دره ی نیل استفاده می کردند " 
ایلامی ها ساکنان  ماقبل مادها و پارس ها در ایران،  در زمان حکومت شیلهک این شوشیناک  برای تقویت حکمرانی بر سواحل دریای پارس  اقدام به برپایی پایگاه های دریایی و بندر گاه ها کردند. افشین مرتو معتقد است  با ظهور کوروش و افول ایلامی ها ، میراث دریانوردی ساکنان قبلی  سرزمین ایران به پارس ها رسید . مقدمات فتح الفتوح آسیایی و حکم رانی کوروش بر بین النهرین ، آسیای صغیر  _ ، آسیای غربی ، سبب شد  فضای  توسعه دریایی بین دریای پارس  و دریاهای دیگر بی مانع پیش رود. فعالیت آزاد  بازرگانی دریایی بین  کرانه های شمالی دریای پارس ،  و آمد و شد دریایی با بازرگانان دلتای سند ، کرانه های باختری عمان‌  کرانه های جنوبی  شبه حزیره عربستان  در حضرموت ، و یمن  را تا دریای سرخ تجربه کردند. و تا شاخابه سوئز در شمال دریای سرخ ادامه یافتند . این گستردگی زمینه  سیطره ی آتی ایران را در اقیانوس هند و باب المندب و دریای سرخ و شاخابه ی سوئز فراهم کرد و بر عظمت ارزش خلیج فارس افزود .
 
نقش کمبوجیه ، داریوش بزرگ ،  و خشایارشاه در به اوج رساندن امپراتوری هخامتشی و قدرت دریایی ایران و خلیج فارس عظمت دریایی جهانی  بخشید که تا آفریقا و اروپا و همه جهان کهن  راه داشت.  تحلیل ماهیت هخامنشیان و عدل و ظلم شان‌ و بحث نفوذ یهودیت در این امپراتوری و فراهم آورون مقدمات فروپاشی اش ، و صحت و سقم این داوری نکته دیگری است . اما خلیج فارس همچون قلب  قدرت هخامنشیان و قدرت بین المللی ایران آن زمان ،  و تمدن هخامنشی  زنده است و نکته ای است که با آن باید تامل کرد .
 
☆☆☆☆
حقیقت  آن است که همواره این پرسش پابرجا خواهد ماند : آیا  دولت ماد و ادامه  آن  امپراطوری  هخامنشیان اهداف همه کشور گشایان خواهان عظمت و بزرگی را به هر قیمت دنبال کردند ؟ یا ارزش های معنوی نویی را جانشین ضد ارزش های خشن  امپراتوری  آشور کردتد؟  آیا در تمدن آنان عنصر سلطه جویی بیرحمانه وجود داشت  چنانکه تمپراتوری آشور بانی پال ، پمپئی ، آتیلا  ، چنگیز خان ، خلفای غاصب  اموی  و.... اسکندر  در پی آن کوشیدند ؟ یا برای خود آرمان های اخلاقی قائل بودند و ارزش های واقعی نه در لفظ و فریبنده در نظر داشتند ؟ 
یک قدرت در پی جلال و شکوه و برتری جویی دنیایی و دورر از دین الهی  فرق نمی کند فرعون باشد یا  شاهنشاهی از اکاسره  یا سزار و تزار ، ما حق نداریم به خاطر احساسات ناسیونالیستی  واقعیت را باژگونه جلوه دهیم . حکومت ها یا در برابر قدرت الهی خضوع و خشوع می ورزند و هدف حکمرانی شان فرمانبری از حق است و خواست شان عدالت گستری و آبادانی است ، یا هیولایی از ظلم و فریب و زورگویی و زرپرستی سیری ناپذیرند . 
اما بدون تردید هر  حکمرانی عدالت پرورانه بشری  با سرپرستی معصومانه  قابل مقایسه نیست . و نباید این دو را یکی پنداشت . حکومت ها باهم فرق دارند . حکومت شاه عباس با حکومت محمد رضاشاه همسان نبود  و کوشش برای استقلال و توانیابی و  آبادانی و دادگری در هر حد با فعالیت مستبدانه و ظالمانه و ویرانگرانه همگون بشمار نمی آید . حقیقت آن است پادشاهانی چون‌ کوروش و داریوش و خشایار شاه ، در روش کشور گشایی متفاوت ظاهر شدند و در رویکردشان  عقل و انصاف و عدم ایذاء شکست خوردگان و تا حدی احترام به حقوق انسانی شان دیده می‌شود.  تمدن شان نه صرفا برای  بناهای باشکوه بلکه تا حدی به جهت  فرهنگ مدارا و آبادگری و دادگری نامور شد . چنان که رواج تبعیض و ظلم و سوء استفاده لز دین و دنیا گرایی روحانیون بویژه در نیمه دوم اقتدار ساسانی هرگز خوشنامی مادها و هخامنشیان را کسب نکرد . در دوران کورش و داریوش عناصر فرهنگی و اخلاقی  و دینی در تحکیم هویت ایرانی و آبادانی و دادگری نسبی در قدرتمند کردن‌ تمدن هخامنشی  برجسته است .  خداپرستی و فرمانبری از خدای یکتا در کتیبه هاشان عیان است برشمردن خدمات اجتماعی  گویای اهمیت آبادانی در تفکرشان است و رفتار با اسیران دادن دستمزد به‌ آنان در قبال کار  ، حقوق زنان آبستن و... گویای قوانین مترقی در زمان خودشان است .
نکته قابل تفکر آن است که امپراتوری یکتاپرست ایرانی  لشکرکشی هایش علیه فراعنه و بت پرستان و کافران ، اتفاقی بود و یا اراده ای مذهبی پشت آن وجود داشت؟ آشور ، مصر ، یونان  نظام های ضد یکتاپرستی بودند و دین مزدایی  مادها و اهورایی  و زرتشتی هخامنشیان   بی شک یکتاپرستانه بود  آنان پرسشگر اهورا مزدا بودند  ولو  از نظر ادراک هستی شناسانه قایل به جنگ دو قدرت حق و باطل و نور و ظلمت بودند. اما ظلمت و اهریمن از نظرشان ظلمات و ناحق و باطل بود و روح یکتاپرستانه دین شان قابل دفاع است . البته چه بسا کاست مغان در دوران انحطاط تفسیری ثنوی از آفرینش عرضه کرده باشند .
 داعیه خرد باوری ، معرفت نوری ، و دادگری و آبادگری ۴ ویژگی هویتی_ تمدنی  ایرانی در آغاز مجلل ظهور تمدن ماست و این عناصر در رگ و پی هستی ایرانی جدا از انواع حکومت های متجاوز وظالمانه لانه کرد .
خلیج فارس از همین دوران کانون فعالیت دو جریان شد و کشید به رویارویی مستقیم و جنگ بین شاطین و حق طلبان  :  یک سو عرصه تجاوزکاران و استعمارگران و همدستان  آنان و تسلیم طلبان  شکمباره  و دیگر  سو عرصه اهل استقامت و اهل ایمان و استقلال طلبان  ایرانی .و این هم تطابق دیگری بین خلیج فارس  و ایران بود که در آن همین مبارزه حق و باطل تا امروز با همه فراز و نشیب ها تداوم‌یافت .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها